شب هنگام باز می آیم
تا به رؤیا دیدارت کنم .
کسم نخواهد دید و بازم نخواهد پرسید
خاطر آسوده دار و در را باز بگذار !
شاعری گمنام
همه گویند که : تو عاشق اویی .
- گرچه دانم همه کس عاشق اویند -
لیک می ترسم ، یارب!
نکند راست بگویند؟
"مهدی اخوان ثالث "
چندان که به شکوه در می آییم
از سرمای پیرامون خویش
از ظلمت و
از کمبود نوری گرمی بخش ،
چون همیشه
بر می بندیم
دریچه ی کلبه مان را
روح مان را.
"مارگوت بیکل "
...
شاید هنوز هم
در پشت چشم های له شده ، در عمق انجماد
یک چیز نیم زندۀ مغشوش
برجای مانده بود
که در تلاش بی رمقش می خواست
ایمان بیاورد به پاکی آواز آبها
" فروغ فرخ زاد "
ای صبح !
ای بشارت فریاد !
امشب، خروس را
در آستان آمدنت
سر بریده اند !
"احمد شاملو"
مراقب افکارت باش آنها به گفتار تبديل ميشوند.
مراقب گفتارت باش آنها به کردار تبديل ميشوند.
مراقب کردارت باش آنها به عادات تبديل ميشوند.
مراقب عاداتت باش آنها به شخصيت تبديل ميشوند.
مراقب شخصيتت باش آن سرنوشتت خواهد شد