تبليغاتX
باد بی سامان
درخت کوچک من به باد عاشق بود به باد بی سامان کجاست خانه باد؟ کجاست خانه
 

آخر هفته دارم می رم قله سبلان

زادگاه زرتشت بزرگ

میگن دریاچه قله سبلان یکی از چشمه های بهشتِ و اونجا

هر دعا یی کنی برآورده می شه ... باور کن راست میگم .   

 

آري آري زندگي زيباست


 زندگي آتشگهي ديرنده پا برجاست


گر بيفروزيش رقص شعله اش در هر كران پيداست


 ورنه خاموش است و خاموشي گناه ماست

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385ساعت 15:48  توسط احمد  | 

 

 

موطن آدمي را بر هيچ نقشه يي نشاني نيست

 

 موطن آدمي تنها در قلب کساني ست که

 

دوستش مي دارند .

 

 

" مارگوت بيکل"

خوشحالم از اینکه دوستان خوبی دارم تا در پناه دوستی شون بتونم با

همه چیز کنار بیام

 شکر

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم تیر 1385ساعت 15:11  توسط احمد  | 

 

 

خورشيد جاودانه مي درخشد در مدار خويش

 

مائيم که پا ،

 

جاي پاي خود مي نهيم و غروب مي کنيم هر پسين .

 

آن روشناي خاطره آشوب در افقهاي تاريک دوردست

 

نگاه ساده فريب کيست که همراه با زمين

 

مرا به طلوعي دوباره مي کشاند ؟

 

اي راز

 

اي رمز

 

اي همه روزهاي عمر مرا اولين و آخرين .

 

 

    " زنده ياد حسين پناهی "

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 8:22  توسط احمد  | 

 

شادمانم

 

از اينکه هستم و نيستم

 

شادمانم

 

از آن چه که هست و نيست

 

و شادمانم

 

از اين که تو در کنارم هستي و نيستي

 

کم کم معناي عاشقي را ياد مي گيرم ...

 

   "جبران خليل جبران"

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم تیر 1385ساعت 8:46  توسط احمد  |