تبليغاتX
باد بی سامان
درخت کوچک من به باد عاشق بود به باد بی سامان کجاست خانه باد؟ کجاست خانه

 

برای تو و خویش

چشمانی آرزو می کنم

که چراغ ها و نشانه ها را

در ظلمات مان

ببیند

 

گوشی

که صداها و شنا سه ها را

در بیهوشی مان بشنود

 

برای تو و خویش ، روحی

که این همه را

در خود گیرد و بپذیرد

و زبانی

که در صداقت خود

ما را از خاموشی خویش

بیرون کشد

و بگذارد

از آن چیزها که در بندمان کشیده است

سخن گوییم .

 

" مارگوت بیکل "

 

 

" دوستان عزیز ما دوشنبه هفته بعد میریم دریاچه گهر لرستان ... جای همه شما رو خالی میکنم ... قول میدم ... و دلیل نرفتن من به دماوند مشکل گوارشی بود که نزدیک دو هفته من رو از خیلی کارها انداخت و بیشتر خونه در حال استراحت بودم ... من از همه شما تشکر میکنم ... بدرود "

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385ساعت 9:11  توسط احمد  | 

 

این همه پیچ

این همه گذر

این همه چراغ

این همه علامت !

 

و همچنان استواری در وفادار ماندن

به راهم

خودم

هدفم

و به تو

 

وفایی که مرا

و تو را

به سوی هدف

راه می نماید .

 

 

( من به خاطر یه مشکل کوچولو از یه برنامه دماوند جا موندم و امروز دوستانم برای فتح قله عازم شدند ... )

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مرداد 1385ساعت 8:24  توسط احمد  | 

حس میکنم

 

که دانه ای در زمین زمستانی ام 

 

و می دانم که بهار خواهد آمد

 

و جوانه های من خواهد شکفت ،

 

و زندگی کوچکی که در من خفته است

 

آن زمان که فرا خوانده شود

 

بر سطح زمین جاری خواهد شد

 

سکوت دردناک است

 

ولی در سکوت ، بسیاری چیزها شکل می گیرند ،

 

ما باید منتظر باشیم

 

و تماشا کنیم...

 

 

       " جبران خلیل جبران "

 

                    راستی اینم عکس ایکه قول داده بودم :

 

دریاچه قله سبلان

 

 

اینم گوشه ای از زیبا ئیهای دریاچه است ،  حتماً ببینید. مثل اشک چشم ذلاله...

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت 10:8  توسط احمد  | 

 

 

 

دلتنگی های آدمی را

 

باد ترانه ای می خواند ،

 

رؤیاهایش را

 

آسمان پُر ستاره نادیده می گیرد ،

 

و هر دانه برفی

 

به اشکی نریخته می ماند .

 

 

سکوت

 

سرشار از سخنان ناگفته است

 

از حرکات نا کرده

 

اعتراف به عشق های نهان

 

و شگفتی های بر زبان نیامده .

 

 

در این سکوت

 

حقیقت ما نهفته است

 

حقیقت تو

 

ومن .

 

 

    " مارگوت بیکل "

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 7:53  توسط احمد  |